خلاصه داستان: دو مرد غریبه در آپارتمان کوچکی در نیویورک با هم روبرو میشوند: مردی سیاهپوست که متدین و خوشبین است و مردی سفیدپوست تحصیلکرده که استاد دانشگاه است و به شدت افسرده و بدبین. سفیدپوست که به تازگی قصد خودکشی داشته، توسط سیاهپوست از ایستگاه قطار «سانست لیمیتد» نجات داده شده است. حالا این دو در طول یک گفتگوی فلسفی عمیق و طولانی، دربارهی معنای زندگی، مرگ، ایمان، ناامیدی، درد، رنج و امید با یکدیگر بحث میکنند. سیاهپوست که خود گذشتهی تاریکی داشته و به واسطهی ایمانش نجات یافته، سعی میکند تا به استاد دانشگاه نشان دهد که زندگی ارزش زیستن دارد، اما استاد با استدلالهای منطقی و فلسفی خود، پوچی و بیمعنایی وجود را به او ثابت میکند. این مکالمهی نفسگیر که تمام فیلم را در بر میگیرد، مخاطب را به چالش میکشد تا دیدگاه خود را دربارهی بنیادیترین سوالات بشری بازبینی کند. این فیلم تئاتری-سینمایی در سال ۲۰۱۱ توسط تامی لی جونز کارگردانی شده و بازی درخشان ساموئل ال. جکسون و تامی لی جونز را به تصویر میکشد.