خلاصه داستان: فیلم «موجسوار» یک تریلر روانشناختی به کارگردانی لورکان فینهگان و نویسندگی توماس مارتین است. داستان درباره مردی (نیکلاس کیج) است که به همراه پسر نوجوانش (فین لیتل) به ساحل لونا بی در استرالیا، جایی که در کودکی موجسواری میکرد، بازمیگردد تا خانه پدریاش را که اکنون متعلق به دیگری است، بازخرید کند. او که در آمریکا زندگی مرفهی ساخته، با گروهی از موجسواران محلی به رهبری اسکالی (جولین مکماهون) مواجه میشود که ادعای مالکیت بر ساحل دارند و با شعار «اینجا زندگی نکنی، موجسواری نکن» او را در مقابل پسرش تحقیر میکنند. او که مصمم به ماندن است، با ازدستدادن داراییهایش، از جمله تخته موجسواری، ماشین، و حتی ساعت پدریاش، به تدریج وارد چرخهای از خشم، ناامیدی، و فروپاشی روانی میشود. با افشای رازهایی مانند قتل یک موجسوار توسط اسکالی و فشارهای زندگی شخصی، از جمله طلاق و نامزدی همسر سابقش، او در برابر گرما، تشنگی، و توهمات، از جمله دیدن مردی مرده در ساحل، به مرز جنون میرسد. فیلم با تصاویر خیرهکننده از ساحل استرالیا، موسیقی هیپنوتیک، و کاوش در موضوعات هویت، مردانگی سمی، و جستوجوی تعلق، به تجربهای سورئال و روانشناختی تبدیل میشود. با این حال، به دلیل پایان مبهم، داستان بیشازحد استعاری، و عدم وضوح در تمایز بین واقعیت و توهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کیج به دلیل شدت و دیوانگی کنترلشده تحسین شد، اما برخی منتقدان فیلم را به دلیل ریتم کند و فقدان عمق احساسی برای شخصیتهای فرعی نقد کردند.