خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای تد و ایزابل تصمیم میگیرند تا برای شروع زندگی جدید به خانهای قدیمی در حومه شهر نقل مکان کنند. آنها امیدوارند با دور شدن از شلوغی شهر، آرامش را تجربه کنند. اما به زودی متوجه میشوند که خانه جدیدشان رازی ترسناک در خود پنهان کرده است. ایزابل شروع به دیدن تصاویر وحشتآوری میکند و صدای زمزمههای مرموزی را میشنود که او را به سوی اتاق زیرشیروانی هدایت میکنند. در آنجا او نامهای قدیمی پیدا میکند که متعلق به زنی به نام کاترین است و داستان زندگی تراژیک او را روایت میکند. کاترین سالها پیش در همین خانه توسط شوهر حسودش به قتل رسیده و روح او تا به امروز در خانه گرفتار شده است. تد ابتدا حرفهای همسرش را باور نمیکند، اما به تدریج خودش نیز شاهد وقایع فراطبیعی میشود. روح کاترین قصد دارد انتقام خود را از مردان بگیرد و حالا نوبت تد است. ایزابل باید قبل از اینکه دیر شود، راز خانه را کشف کند و راهی برای آرام کردن روح خشمگین کاترین پیدا کند.