خلاصه داستان: در داستان "پرده بسته"، یک نویسنده در خانهی ساحلیاش در جنوب ایران در حالی که در حال فرار از مأمورین حکومتی است، با یک خانم جوان و سگش به تنهایی در خانهی خود محبوس میشود. او تلاش میکند تا از دید مأمورین پنهان بماند و در عین حال با تنهایی و انزوا در خانهی بستهی خود مواجه شود. در این فضای تنهایی، او با خاطرات و افکار خود درگیر میشود و به تأمل در مورد زندگی، هنر و آزادی میپردازد.
خلاصه داستان: در داستان «پرده بسته»، یک نویسنده در خانهی ساحلیاش در کنار ساحل خلیج فارس در حالی که از دنیای خارج در امان است، با یک سگ و یک دختر جوان مواجه میشود. این دختر که از پلیس فرار کرده، به نویسنده کمک میکند تا درکی از زندگی و آزادی داشته باشد. اما وقتی پلیس به دنبال دختر میآید، نویسنده مجبور میشود تصمیمی اساسی دربارهی آزادی و امنیت خودش بگیرد.