خلاصه داستان: کتاب خورشید داستان مردی به نام دانیال را روایت میکند که در سال ۲۰۷۵ در یک برج مسکونی عظیم به نام «برج» که در بیابانی بیآب و علف واقع شده، زندگی میکند. او که از زندگی در این ساختمان غولپیکر و تحت نظر دائمی سرخورده است، به همراه همسرش که در انتظار فرزندشان است، تصمیم به فرار میگیرد. اما وقتی همسرش ناپدید میشود، دانیال برای یافتن او وارد طبقات پایینتر و ناشناختهتر برج میشود و با حقایق تکاندهندهای درباره ماهیت واقعی این مکان و ساکنانش روبرو میگردد.