خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم داستان دو دوست صمیمی به نامهای راهول و آنجی را روایت میکند که در کالج با هم آشنا میشوند و به سرعت بهترین دوستان یکدیگر میشوند. با گذشت زمان، راهول به آنجی علاقهمند میشود، اما آنجی که احساسات خود را پنهان میکند، به دلیل مسائل خانوادگی ناگزیر به ترک هند میشود. هشت سال بعد، راهول که اکنون پدر یک دختر هشت ساله است، نامهای از همسر فقید خود دریافت میکند که در آن از او خواسته تا با آنجی ازدواج کند تا دخترشان مادری داشته باشد. راهول به همراه دخترش به جستجوی آنجی میرود و در نهایت در یک اردوگاه تابستانی او را مییابد که به عنوان مربی فعالیت میکند. در آنجا، دختر راهول تلاش میکند تا پدرش و آنجی را به هم نزدیک کند، در حالی که خاطرات گذشته و احساسات پنهان دوباره زنده میشوند و در نهایت منجر به یک پایان خوش و ازدواج آنها میشود.