خلاصه داستان: گل اسرار من داستان زنی به نام لئو را روایت میکند که در سال ۱۹۹۵ در مادرید زندگی میکند. او نویسندهای موفق در ژانر رمانهای عاشقانه است، اما در زندگی واقعی خود با بحران عاطفی عمیقی دست و پنجه نرم میکند. لئو به تازگی از شوهرش، آرتورو، که یک دیپلمات است جدا شده و این جدایی او را به شدت آزار میدهد. او در تلاش برای کنار آمدن با این احساسات، به دوستان و خانوادهاش پناه میبرد، اما هیچکس نمیتواند درد او را درک کند. در این میان، یک پزشک ارتش به نام آنخل وارد زندگی او میشود و لئو را با دنیایی از احساسات صادقانه و بیریا آشنا میکند. او باید بین دنیای خیالی که در رمانهایش میسازد و واقعیت تلخ و شیرین زندگی خود یکی را انتخاب کند.