خلاصه داستان: این فیلم هنری و عرفانی محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی ناصر خمیر، روایتگر داستان پیرمرد نابینایی به نام بابعزیز و نوه کوچکش است که در بیابانهای وسیع شمال آفریقا سفر میکنند. بابعزیز که یک درویش است، قصد دارد تا در گردهمایی بزرگی که هر سی سال یکبار برگزار میشود، شرکت کند. در طول سفر، او داستان شاهزادهای را برای نوهاش تعریف میکند که روزی در کنار چاهی نشست تا به عمق روح خود بنگرد و در جستجوی حقیقت، خود را در آینه آب ببیند. این سفر استعاری، تماشاگر را به سفری روحانی و درونی میبرد و مفاهیم عرفانی، عشق و وحدت وجود را به تصویر میکشد. فیلم با تصاویر خیرهکننده از طبیعت و موسیقی روحنواز، اثری تأملبرانگیز و عمیق را خلق کرده است.