خلاصه داستان: یک زن ثروتمند و تنها به نام فرانسیس، در یکی از روزهای سرد و بارانی در پارک با یک پسر جوان و خاموش به نام نیک آشنا میشود. او که تحت تأثیر تنهایی و ظاهر درمانده پسر قرار میگیرد، ابتدا او را برای صرف یک وعده غذای گرم به آپارتمان مجلل خود دعوت میکند و سپس پیشنهاد میکند که در آنجا بماند. نیک که در ابتدا سکوت میکند، به تدریج در دام توجه و کنترل فرانسیس گرفتار میشود. اما این رابطه که با نیات خیرخواهانه آغاز شده، به تدریج به یک وابستگی بیمارگونه و خطرناک تبدیل میشود. فرانسیس که از تنهایی خود رنج میبرد، شروع به کنترل تمام جنبههای زندگی نیک میکند و او را در آپارتمان خود زندانی میسازد. این فیلم محصول سال ۱۹۶۹ به کارگردانی رابرت آلتمن و با بازی سندی دنیس و مایکل برنز، کاوشی تاریک و روانکاوانه در مورد انزوا، وسواس و مرزهای مخدوش شده میان مهربانی و اسارت است که فضایی پرتنش و اضطرابآور را به تصویر میکشد.