خلاصه داستان: روزی روزگاری، روزتا "روزی" نگ، شاعر بیست ساله ای است که در ونکوور زندگی می کند و هرگز از زیر سایه مادربزرگش خارج نشده است. زندگی او پر از رویاهای کودکی و شعرهایش است که در دنیای خیالی "اسب های پنجره" (Window Horses) غرق شده اند. همه چیز زمانی تغییر می کند که او دعوت نامه ای از جشنواره شعر شیراز دریافت می کند. با وجود مخالفت مادربزرگش، روزی برای اولین بار سفر خود را آغاز می کند و به ایران می رود. در آنجا، او با دنیایی کاملاً جدید و متفاوت روبرو می شود: فرهنگ غنی، تاریخ پر فراز و نشیب و شاعران بین المللی که هر کدام داستان خود را دارند. او به تدریج رازهای خانواده اش را کشف می کند، از جمله حقیقت پنهان در مورد پدر ایرانی اش که هرگز او را ندیده است. این سفر نه تنها یک ماجراجویی جغرافیایی، بلکه سفری به درون خود و کشف هویت واقعی اش است. انیمیشنی به کارگردانی و نویسندگی آن ماری فلمینگ و با صدای بازیگرانی چون سندرا او، النوران تایگ، شو شینگ وان، پژمان بازغی و کایل مک لاکلن، که داستانی لطیف و شاعرانه را درباره تعلق، خانواده و قدرت کلمات روایت می کند.