خلاصه داستان: فیلم «استاد» (۲۰۱۲) به کارگردانی پل توماس اندرسون، داستان فردریک کول (خواکین فینیکس)، کهنهسربازی آشفته از جنگ جهانی دوم را روایت میکند که پس از بازگشت به جامعه، با لنکستر داد (فیلیپ سیمور هافمن)، رهبر کاریزماتیک جنبشی فرقهمانند به نام «علت»، آشنا میشود. این رابطه پیچیده و پرتنش، فردریک را درگیر آموزههای مرموز داد و همسر قدرتمندش (ایمی آدامز) میکند و به کاوشی عمیق در روان انسان، قدرت، وفاداری و مرزهای واقعیت میپردازد، در حالی که فردریک میان گذشته آشفته و جذابیت این فرقه دست و پا میزند.
خلاصه داستان: فیلم «استاد» یک فیلم ترسناک-روانشناختی آمریکایی به کارگردانی ماریاما دیالو و نویسندگی خودش است که در ۱۸ مارس ۲۰۲۲ در آمازون پرایم منتشر شد. داستان در کالج خیالی انکستر در نیوانگلند رخ میدهد و درباره گِیل بیشوپ (رجینا هال)، اولین رئیس سیاهپوست کالج، و جاسمین مور (زویی رنه)، دانشجوی سال اولی سیاهپوست است. گِیل با نژادپرستی نهادی و فرهنگ بسته کالج دستوپنجه نرم میکند، در حالی که جاسمین با حوادثی ماورایی و کابوسهایی درباره افسانهای محلی مواجه میشود. هر دو با گذشته تاریک کالج و ارواح واقعی و استعاری روبرو میشوند. داستان با صحنههایی مانند جلسات هیئت علمی، کابوسهای جاسمین، و افشای تاریخچه نژادپرستانه کالج، به موضوعات نژادپرستی، هویت، و ترس میپردازد. با این حال، به دلیل داستان مبهم و ترکیب ناموفق ترس و نقد اجتماعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۳/۱۰ در IMDb و ۷۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی هال و فضای وهمآلود تحسین شدند، اما پایانبندی گنگ و ریتم کند نقد شدند. فیلم ۹۸ دقیقه است.
خلاصه داستان: فیلم «استاد» یک درام عاشقانه بیوگرافی به کارگردانی بردلی کوپر است که بر رابطه لئونارد برنستین، آهنگساز و رهبر ارکستر مشهور آمریکایی، و همسرش فلیشیا مونتئالگره تمرکز دارد. این فیلم که توسط کوپر و جاش سینگر نوشته شده، داستان عشق پیچیده این زوج را در طول ۳۰ سال به تصویر میکشد، از اولین دیدارشان در یک مهمانی پر زرقوبرق در نیویورک دهه ۱۹۴۰ تا سالهای پایانی زندگی برنستین. فیلم با صحنههایی مانند اولین اجرای ناگهانی برنستین در سالن کارنگی در سال ۱۹۴۳، رقص سورئال از موزیکال «در شهر»، و اجرای زنده سمفونی شماره ۲ مالر در کلیسای الی در سال ۱۹۷۶، به موضوعاتی مانند عشق، وفاداری، هویت جنسی و تضاد بین زندگی شخصی و حرفهای میپردازد. برنستین، با بازی کوپر، بهعنوان مردی پرشور اما خودخواه به تصویر کشیده شده که با تمایلات همجنسگرایانهاش و عشق عمیق به فلیشیا (کری مولیگان) درگیر است. با این حال، به دلیل تمرکز بیشازحد بر زندگی شخصی و نادیده گرفتن جنبههای حرفهای مانند ساخت «داستان کناره غربی» یا فعالیتهای خیریه برنستین، و همچنین ریتم ناهموار و پایانبندی سطحی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۸۴٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای کوپر و مولیگان، فیلمبرداری متیو لیباتیک، و استفاده از موسیقی برنستین تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و فقدان عمق در کاوش زندگی هنری برنستین نقد شدند.