خلاصه داستان: فیلم «سال باغبان» یک درام تراژیک-کمدی چکی به کارگردانی و نویسندگی ییری هاولکا است که بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده و با الهام از کتاب «سال باغبان» نوشته کارل چاپک، به روایت سختیها و موفقیتهای یک باغبان در طول یک سال میپردازد. داستان حول یک باغبان سالخورده (اولدریش کایزر) و همسرش (دشا ووکاتا) میچرخد که در دامنه تپهای زیبا زندگی میکنند و یک مغازه باغبانی کوچک دارند. زندگی آرام آنها با ورود مالک جدید قلعه مجاور که قصد دارد منظره را طبق خواستههایش تغییر دهد، مختل میشود. مالک جدید با اقدامات تهاجمی، از جمله نصب حصار با سیم خاردار و بستن راه ورودی، باغبان را تحت فشار قرار میدهد تا ملکش را بفروشد. باغبان با مقاومت منفعلانه اما سرسختانه، از خانه و باغش دفاع میکند، اما با بیتوجهی پلیس و شهردار (آلنا میهولوا) که در دام بوروکراسی و فساد مالی گرفتارند، مواجه میشود. فیلم به موضوعات تقابل سنت و مدرنیته، نابرابری طبقاتی، و مبارزه برای زندگی باوقار میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، تکرار قابلپیشبینی، و پایان غیرمنسجم با صحنههای غیرمنتظره PTSD که لحن فیلم را مختل میکند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای کایزر و ووکاتا به دلیل عمق و اصالت تحسین شدند، اما فیلم به دلیل فقدان طنز تیز و شباهت به درامهای اجتماعی کلیشهای نقد شد. روایت صوتی کایزر با نقلقولهایی از کتاب چاپک فضای شاعرانهای ایجاد میکند، اما فیلم بهعنوان یک طنز اجتماعی ناکام ماند.