خلاصه داستان: داستان حول عازم یوجداغ (ییلماز اردوغان)، معلم ادبیات که به اتهام قتل همسرش سالها در زندان بوده، میچرخد. عازم پس از آزادی با گذشتهای پر از درد و رازی بزرگ که نمیتواند فاش کند، به دنبال بازسازی زندگیاش و یافتن فرزندانش، جیهان (کوبلای آکا) و نهیر، است که پس از زندانی شدن او تحت سرپرستی دولت به خانوادههای مختلف سپرده شدهاند. او در اولین شب آزادی در هتلی ارزان با دیلبر (هازار ارگوچلو)، رقصندهای که در پاویون کار میکند، آشنا میشود و این ملاقات سرآغاز مسیر جدیدی برای هر دو میشود. عازم، که در تلاش برای بازپسگیری زندگیاش است، با چالشهایی مانند روابط خانوادگی پیچیده، درگیری با ریاض (گُوِن کیراچ)، و مشکلات عاطفی فرزندانش مواجه میشود. سریال به موضوعات عشق پدرانه، رستگاری، و مبارزه با گذشته میپردازد و با دیالوگهای شاعرانه، موسیقی تأثیرگذار از سوئیچ، و بازیهای قوی، بهویژه اردوغان و ارگوچلو، متمایز شده است. با این حال، به دلیل صحنههای پاویون که جنجالبرانگیز شدند، ریتم کند در برخی قسمتها، و پیچیدگی بیشازحد داستانهای فرعی مانند رابطه عاشقانه جیهان و نهیر با نرگس (یاسمین باشتان)، نقدهایی دریافت کرد. رقص دیلبر به سبک «داملا داملا» در شبکههای اجتماعی وایرال شد و سریال را در ترکیه به شهرت رساند، اما برخی تماشاگران آن را بیشازحد احساسی و فاقد نوآوری در مقایسه با دیگر درامهای ترکی دانستند.