خلاصه داستان: این داستان عاشقانهی دختری به نام «ههری» را روایت میکند. او به همراه دوستانش برای سفر فارغالتحصیلی به استان گانگوون میرود. در آنجا با مردی مرموز به نام «او هیوک» آشنا میشود که مهمانخانهای را اداره میکند. ههری به او جذب میشود و کمکم به او نزدیکتر میگردد و در نهایت تصمیم میگیرد او را «شاهزاده پریدریایی» بنامد.