خلاصه داستان: Lucía، نویسندهای جوان و پرجذبه، پس از مرگ عشقش، آرتور، به جزیرهای دورافتاده فرار میکند تا از درد خود رهایی یابد. در آنجا با افرادی رمزی و پیچیده رو به رو میشود که زندگی و مرگ آرتور را به طرقی مرموز به هم پیوند میزنند. روایت سهبخشی این فیلم، بین گذشته و حال و خیال و واقعیت، به جستجوی معنای عشق، از دست دادن و خلقآفرینی میپردازد. «لوشیا و رابطه جنسی» به تصویر کشیدن روابط انسانی پیچیده و احساسات متناقض با تصاویر شاعرانه و سکانسی پرحس و حال میپردازد.