خلاصه داستان: پرستاری با استعداد به نام ایمی در یک بیمارستان شلوغ مشغول به کار است که با چالشهای اخلاقی و حرفهای متعددی روبرو میشود. او که به تازگی از یک رابطه عاطفی شکست خورده جدا شده، تمام تمرکز خود را بر مراقبت از بیمارانش قرار داده است. اما ورود یک پزشک جذاب و مرموز به نام دکتر جیکوبز، زندگی او را دگرگون میکند. جیکوبز که به تازگی در بیمارستان شروع به کار کرده، رفتارهای عجیب و غیرقابل پیشبینی از خود نشان میدهد و ایمی را به شک میاندازد. او به مرور متوجه میشود که دکتر جیکوبز درگیر فعالیتهای غیرقانونی و خطرناکی است که جان بیماران را تهدید میکند. ایمی که احساس میکند مسئولیت حفظ امنیت بیماران بر عهده اوست، تصمیم میگیرد به تنهایی و بدون حمایت همکارانش، حقیقت را کشف کند. او با خطرات بزرگی روبرو میشود و حتی جان خود را نیز به خطر میاندازد تا از بیمارانش محافظت کند و عدالت را برقرار سازد. این مبارزه او را در مسیری پر از ترس، تردید و شجاعت قرار میدهد و او را وادار میکند تا با عمیقترین ترسهای خود روبرو شود.