خلاصه داستان: در روز هالووین، یک گروه از دوستان در یک خانه ترسناک جمع میشوند تا جشن بگیرند. اما وقتی یک اسرار وحشتناک از گذشته خانه فاش میشود، آنها مجبور میشوند با ترس و وحشت مواجه شوند تا زنده بمانند.
خلاصه داستان: در روز هالووین، یک گروه از دوستان تصمیم میگیرند به یک کلبه دورافتاده در جنگل بروند تا جشن بگیرند. اما وقتی به آنجا میرسند، کشف میکنند که کلبه در گذشته محل وقوع یک قتل وحشتناک بوده است. پس از شروع جشن، اتفاقات عجیب و غیرطبیعی رخ میدهد و آنها متوجه میشوند که روح خشمگین قاتل گذشته در کلبه حبس شده و اکنون برای انتقام آماده است. دوستان در تلاش برای نجات جان خود به رازهای تاریک کلبه پی میبرند و باید راهی برای مقابله با روح شرور پیدا کنند.
خلاصه داستان: در یک شب هالووین در سال ۱۹۶۳، مایکل مایرز شش ساله خواهر نوجوان خود را به قتل میرساند. پانزده سال بعد، در ۳۰ اکتبر ۱۹۷۸، مایکل (با بازی نیک کستل) از بیمارستان روانی اسمیتز گروو فرار میکند و به زادگاه خود هادونفیلد، ایلینوی بازمیگردد. دکتر سام لوومیس (دونالد پلیسنس)، روانپزشک مایکل که سالها او را تحت نظر داشته، به دنبال او میرود و به پلیس هشدار میدهد که مایکل خطرناک است. در همین حال، لوری استرود (جیمی لی کرتیس)، یک دانشآموز دبیرستانی که درگیر برنامهریزی برای شب هالووین است، توسط مایکل مورد تعقیب قرار میگیرد. مایکل که با نقابی سفید و کت کارگری آبی پوشیده شده، به طور سیستماتیک دوستان لوری و دیگران را به قتل میرساند. لوری که شاهد قتل دوستانش است، باید برای زنده ماندن و محافظت از کودکانی که پرستاری آنها را بر عهده دارد، با مایکل بجنگد. این فیلم ترسناک کلاسیک که توسط جان کارپنتر کارگردانی شده، با موسیقی نمادین خود و فضاسازی پرتنش، به یکی از تاثیرگذارترین آثار ژانر اسلشر تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلم هالووین (۱۹۷۸) به کارگردانی جان کارپنتر، با بازی جمی لی کرتیس در نقش لوری استروود و دونالد پلیزنس در نقش دکتر سام لوميس، داستان مایکل مایرز قاتل زنجیرهای را روایت میکند که در کودکی مادر و خواهرش را به قتل رساند و پس از ۱۵ سال حبس در بیمارستان روانی، شب هالووین از آن فرار میکند و به شهر زادگاهش هادونفیلد بازمیگردد تا لوری و دوستان نوجوانش را شکار کند، در حالی که دکتر لوميس در تعقیب اوست و این شب را به نمادی از وحشت ابدی تبدیل میکند.