خلاصه داستان: یک مرد متاهل به نام ریچارد شرمن در تابستان نیویورک در حالی که همسر و فرزندانش به تعطیلات رفتهاند، با یک زن جوان و جذاب به نام مونرو همسایه میشود. این آشنایی به تدریج به یک وسوسه و فکر خیالپردازی در مورد خیانت تبدیل میشود، اما در نهایت به یک کمدی رمانتیک و طنزآمیز از تجربههای فردی و اجتماعی در دهه ۱۹۵۰ میانجامد.