خلاصه داستان: داستان فیلم در سال ۱۹۹۴ اتفاق میافتد و درباره مردی به نام اسکات کالوین است که در شب کریسمس، به طور تصادفی سانتا کلاوس اصلی را از پشت بام خانهاش میاندازد. با این حادثه، اسکات به طور ناخواسته وارد یک قرارداد میشود که او را به سانتا کلاوس جدید تبدیل میکند. او در ابتدا با این نقش جدید دست و پنجه نرم میکند و سعی دارد زندگی عادی خود را حفظ کند، اما به تدریج با چالشهایی مواجه میشود که نه تنها باورهایش را نسبت به کریسمس تغییر میدهد، بلکه رابطهاش با پسرش را نیز عمیقتر میکند. این فیلم کمدی-فانتزی با بازی تیم آلن، داستانی شاد و خانوادگی را روایت میکند که بر اهمیت ایمان، عشق و روحیه کریسمس تأکید دارد.