خلاصه داستان: در داستان «دوستیهای خطرناک»، در جامعه فرانسوی قرن هجدهم، دو شخصیت شیطنتآمیز، ویکومت دو والمون و مارکیز دو متری، با بازی با احساسات و دلبستگیهای دیگران، به دنبال انتقام و تفریح هستند. والمون به چالش میکشد متری را به اغوای سانس سولانژ، دختر جوانی که تازه به دیر موعظه رفته، وادارد. در همین حال، متری به والمون کمک میکند تا سعی کند سرسپردگی آنا، همسر کشیش جوانی را به هم بزند. اما این بازی خطرناک زمانی پیچیده میشود که والمون عاشق سرسپردگی آنا میشود و متری نیز به طور غیرمنتظرهای به عشق واقعی با کزاک، مرد جوانی که او را دوست دارد، دچار میشود. در نهایت، این روابط پیچیده و نیرنگهای آنها منجر به سقوط و نابودی همه میشود.