خلاصه داستان: روزگاری در کولاکهای کولومبی، روزاریو تیخرس زنی جوان و زیبا بود که با سوء استفاده و خشونت روبرو شد و تصمیم گرفت با تبدیل شدن به یک قاتل حرفهای از ستمگران انتقام بگیرد. او با کمک دو دوست ثروتمند خود، خوان و اسکار، وارد دنیای خطرناک جنایت میشود و با هر قتل، آزادی و عدالت خود را به دست میآورد. اما عشق و خیانت و مرگ در انتظار اوست و روزاریو باید تصمیم بگیرد که آیا آزادی با قیمت زندگی ارزشش را دارد.