خلاصه داستان: در دنیایی که زغالاندازها دیگر کودکان را تحویل نمیدهند و بجای آن بستهها را ارسال میکنند، یک زغالانداز جوان به نام جونیور باید با همکاری یک دختر بامزه و سر و صداساز به نام تنیز به دنبال یک کودک مفقود شده باشد تا او را به خانوادهاش برساند. این ماجراجویی پر از ماجراجوییها، شوخیها و درسهای زندگی است که به جونیور یاد میدهد اهمیت خانواده و دوستی چقدر بزرگ است.