خلاصه داستان: در روستای دورافتاده زلاری در دوران جنگ جهانی دوم، النا، پرستاری از پراگ، پس از لو رفتن شبکه مقاومت زیرزمینی، مجبور به فرار و پنهان شدن میشود. او برای حفظ جان خود، هویت جدیدی به نام هانا میگیرد و با یوآش، مردی روستایی و نجاری خوشقلب، ازدواج میکند تا بتواند در جامعه کوچک و سنتی زلاری ادغام شود. النا که به زندگی شهری و مدرن عادت دارد، ابتدا با شرایط سخت و آداب و رسوم روستا سازگار نمیشود، اما به تدریج با محبت و صمیمیت مردم محلی، به ویژه یوآش، روبهرو میشود و معنای واقعی عشق، فداکاری و تعلق را کشف میکند. این فیلم محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی اوندرج تروبان و با بازی آنا گیسلرووا و گیورگی کاداس در نقشهای اصلی، داستانی تکاندهنده و عمیق درباره بقا، تحول شخصیت و قدرت امید در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ اروپا را روایت میکند.