خلاصه داستان: زن جوانی که به طور مداوم در تعقیب مرگ بوده و به طور مداوم از مرگ میترسد، تصمیم میگیرد با پسر جوانی که در یک بیمارستان درمانی درگذر است، سفری را آغاز کند تا تمام آرزوهایش را قبل از مرگ برآورده کند.
خلاصه داستان: در داستان "آنگاه تو آمدی"، فیبی و کالین دو نوجوان مبتلا به بیماری مزمن، در بیمارستان با یکدیگر آشنا میشوند. فیبی، که به دنبال پیدا کردن مادر زیستیاش است، کالین را به همراهی میگیرد تا در سفری خاطرهانگیز به همراه یکدیگر، به دنبال خواستههایشان بروند و زندگی را به طور کامل تجربه کنند.