خلاصه داستان: یک معلم فداکار به نام شوهی هوریوچی همراه پسر نوجوانش رنجو در یک سفر مدرسهای شرکت میکند، اما زمانی که یکی از دانشآموزان در یک حادثه غرق میشود، او خود را مسئول میداند و از شغل خود استعفا میدهد. او و پسرش به توکیو نقل مکان میکنند، جایی که هوریوچی برای تأمین آینده پسرش به سختی کار میکند و حتی او را به یک مدرسه شبانهروزی در استان دیگر میفرستد تا تحت تعلیمات مناسب قرار گیرد. سالها میگذرد و رنجو که اکنون بزرگ شده، به عنوان یک معلم کار میکند و میکوشد تا نزد پدر سالخوردهاش بازگردد، اما هوریوچی همچنان بر فداکاری خود برای موفقیت پسرش اصرار دارد. این فیلم به کارگردانی یاسوجیرو ازو، یکی از برجستهترین فیلمسازان ژاپنی، در سال ۱۹۴۲ ساخته شد و چیتارو میفونه و شوجی میاموتو در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختند. این اثر عمیقاً احساسی، رابطه پیچیده بین پدر و پسر، مسئولیت خانوادگی و فداکاری را در بستر جامعه ژاپن در دوران جنگ جهانی دوم به تصویر میکشد.