خلاصه داستان: در سال ۱۸۷۷، در حالی که فیودور داستایفسکی مشغول نگارش رمان «برادران کارامازوف» بود، یک بحران خانوادگی عمیق او را به کام ناامیدی و تردید میکشاند. همسر دومش، آنا، به شدت بیمار است و داستایفسکی که خود نیز از بیماری صرع رنج میبرد، درگیر جدالی درونی با ایمان، عشق و مرگ است. این فیلم، بیست و شش روز از زندگی این نویسنده بزرگ روس را به تصویر میکشد و به بررسی رابطه پیچیده او با همسر جوانش، نگرانیهایش درباره آینده فرزندانش و تأثیر عمیق این بحران بر خلاقیت ادبی او میپردازد. در این مسیر، داستایفسکی با چالشهای مالی، حملات عصبی و دیدگاههای فلسفی خود دست و پنجه نرم میکند و در نهایت، در میانه این آشفتگی، به درکی عمیقتر از ماهیت انسان و رنج دست مییابد.