خلاصه داستان: یک کارمند بانک ساده و بیآزار به نام دنیل میلر، زندگی آرامی را در کنار همسر و فرزندانش سپری میکرد تا اینکه یک روز، شاهد قتلی وحشیانه توسط یک کارتل مواد مخدر میشود. برای حفظ جان خود و خانوادهاش، او وارد برنامهی محافظت از شاهدان میشود و هویت جدیدی به او داده میشود. اما زندگی در خفا و ترس دائمی از لو رفتن، فشار زیادی بر او و خانوادهاش وارد میکند. زمانی که مأمور فاسد افبیآی، مسئول حفاظت از او، نقشهی شومی برای لو دادن محل اختفای او میکشد، دنیل متوجه میشود که نمیتواند به هیچکس اعتماد کند. حالا او که به یک فراری تبدیل شده، باید با تکیه بر هوش و غریزهی خود، نه تنها از دست قاتلان حرفهای، بلکه از چنگال مأمور فاسد نیز بگریزد و همزمان از خانوادهی خود در این تعقیب و گریز مرگبار محافظت کند.