خلاصه داستان: در سرزمین بوهم در قرن سیزدهم، در میان جنگلهای پوشیده از برف و قلعههای سنگی، دو خاندان قدرتمند و رقیب، کوزلیک و لازار، درگیر دشمنی دیرینهای هستند. مارکتا لازارووا، دختر زیبا و مغرور لازار، که برای خدمت به خداوند وقف شده و قرار است به صومعه برود، سرنوشتی دیگر دارد. هنگامی که میکلاش کوزلیک، پسر وحشی و سرکش رهبر خاندان کوزلیک، او را میرباید، زندگی مارکتا برای همیشه تغییر میکند. این ربودن، آتش جنگ و انتقام را میان دو خاندان شعلهور میکند و مارکتا را در مرکز طوفانی از عشق، نفرت، خشونت و آزمون ایمان قرار میدهد. او که میان وفاداری به خانواده، عشق به اسیرکنندهاش و اعتقادات مذهبی عمیق خود گیر افتاده، باید سرنوشت خود را در دنیایی خشن و بدوی رقم بزند. این شاهکار فرانتیشک ولاشیل، با فیلمبرداری سیاه و سفید خیرهکننده و روایتی حماسی، تصویری خشن و شاعرانه از قرون وسطی را به تصویر میکشد.