خلاصه داستان: قصه درباره یک مادر مجرد جوان به نام ماری است که پس از مرگ شوهرش در جنگ، مجبور میشود به تنهایی از فرزندش مراقبت کند. او با مشکلات مالی و احساس تنهایی شدیدی مواجه میشود. یک روز، ماری به طور تصادفی با یک گروه از مردان جوان باستانی آشنا میشود که به عنوان "فرشتگان" شناخته میشوند و به کمک نیازمندان میپردازند. این گروه به ماری کمک میکنند تا زندگیاش را دوباره سازماندهی کند و به او امید و قدرت بازگشت به زندگی میدهند.