خلاصه داستان: در دهه ۱۹۵۰، یک راهبه جوان به نام سیستر ایرین به یک صومعه دورافتاده در رومانی میرود تا تحقیق کند یکی از راهبهها خودکشی کرده است. او به سرعت متوجه میشود که صومعه در معرض نفوذ شیطانی قرار دارد و یک وجود شرور به نام ویلکولاک، یک راهبه شیطانی، صومعه را تصرف کرده است. ایرین باید با کمک یک کشیش محلی به نام فادر بورک، این وجود شرور را شکست دهد و جان راهبههای دیگر را نجات دهد.