خلاصه داستان: در دهه ۱۹۴۰ در شهر حیدرآباد، قبل از تقسیم هند، داستان چند شخصیت متفاوت در قالب یک رمان عاشقانه و درام رخ میدهد. رواقی، دختری از خانواده ثروتمند، با دلنگرانی ازدواج میکند و به یک خانواده ثروتمند ولی سردمزاج میرود. او با یک جوان فقیر و رقاص به نام زافر، که از طبقه پایین جامعه است، آشنا میشود و عشقی ممنوعه بین آنها شکل میگیرد. در همین حال، دیگر شخصیتهای داستان مانند بیبیتا، مادر رواقی، و مالیک، برادر رواقی، نیز درگیر درامهای خانوادگی و اجتماعی میشوند. این فیلم به دنبال خشونتهای تقسیم هند و تأثیر آن بر روابط انسانی و عشقی است.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۴۰ در شهر حیدرآباد، یک داستان عاشقانه و دراماتیک در جریان است که در پس زمینه تقسیم هند رخ میدهد. رواقی، دختری از خانواده ثروتمند، عاشق زلفی بارگه میشود، اما زندگی او با آمدن دیوالی بارگه، برادر زلفی، به هم میریزد. دیوالی، که از گذشتهای دردناک رنج میبرد، به شهر میآید و روابط پیچیدهای را آغاز میکند که منجر به خیانت، درد و از هم پاشیدگی خانوادههایی میشود که تا به حال پایدار به نظر میرسیدند. در حینی که شهر در آستانه تقسیم قرار دارد، رواقی و دیوالی مجبور میشوند با عشق، وفاداری و قربانی در یک دنیای در حال تغییر مواجه شوند.