خلاصه داستان: در روستایی در شمال عراق، پیش از حمله آمریکا به عراق، مردم در انتظار جنگ و ناامنی هستند. افراد جوان و کودکان به عنوان کسانی که میتوانند مینهای زمینی را جمعآوری کنند، شغل خطرناکی را انتخاب میکنند تا به خانوادههای خود کمک کنند. در این میان، پسربچهای به نام ساتل که سرپرست گروهی از کودکان است، با دو خواهر جوان مواجه میشود که به دنبال پدرشان هستند. او به دنبال راهی برای کمک به آنها و حفظ زندگی خود در شرایط سخت است.