خلاصه داستان: جین نیکولز، دستیار اجرایی موفق و مهربان، همیشه در زندگی به دنبال خوشبختی دیگران است و با وجود اینکه ۲۷ لباس عروس را به عنوان ساقدوش در کمد خود نگه داشته، هنوز برای خودش عروسی برگزار نکرده است. او عاشق رئیس خود، جورج، است و در نهایت وقتی جورج به او ابراز علاقه میکند، دنیای جین رویایی به نظر میرسد. اما همه چیز با ورود خواهر جذاب و بیپروا اما به هم میریزد. جورج ناگهان عاشق اما میشود و از جین میخواهد تا در برگزاری عروسی آنها کمک کند. در همین حال، کوین، روزنامهنگاری که برای نوشتن ستون «عروسی هفته» در روزنامه مشغول به کار است، متوجه داستان جین و مجموعه لباسهای عروس او میشود و سعی میکند از این فرصت برای پیشرفت شغلی خود استفاده کند. اما هرچه بیشتر با جین وقت میگذراند، بیشتر تحت تأثیر شخصیت و مهربانی او قرار میگیرد. جین که از عشق یکطرفه به جورج و ازدواج او با خواهرش ناامید شده، باید بین وظیفهشناسی و احساسات خود انتخاب کند و در نهایت بفهمد که خوشبختی واقعی در گرو پذیرش خود و دنبال کردن رویاهای شخصی است.