خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی مادرخواندهاش، لِیلجا، رفتارشناسی و جرمشناس با تبحر، به زادگاه منزویاش، دهکدهای کوچک سوئدی به نام Granås بازمیگردد. این مکان برایش یادآور گذشته تلخ کودکی است که توسط فردی ناشناس ربوده شده و در یک گنبد شیشهای زندانی بوده است.
با بازگشت به آنجا، یک کودک دیگر—دختر یکی از دوستان دوران کودکیاش—برایش ناگهان ناپدید میشود. لِیلجا همراه با والتر، پدرخواندهی بازنشستهاش که قبلاً رئیس پلیس بوده، تحقیق را آغاز میکنند. هر چه جلوتر میروند، خاطرات سرکوبشدهی لِیلجا دربارهی ربوده شدنش بهطرزی ناراحتکننده زنده میشوند.
سادگی ظاهری دهکده با رازهایی پر پیچ و خم همراه است؛ احساساتی که لِیلجا زمانی فراموش کرده بود، حالا او را دنبال میکنند. آیا این حادثه بازتکرار گذشته است؟ یا رازهای بیشتری در پس سکوت ساکنان نهفته است؟