خلاصه داستان: فیلم «عشاق» (Women in Love) محصول سال ۱۹۶۹ به کارگردانی کن راسل و بر اساس رمان مشهور دی. اچ. لارنس، داستان زندگی دو خواهر به نامهای اورسولا و گودرون برانگون (با بازی جنی لیندن و گلندا جکسون) را در انگلستان دهه ۱۹۲۰ روایت میکند. این دو خواهر در جستجوی عشق و معنای زندگی، با دو مرد کاملاً متفاوت آشنا میشوند: اورسولا با روپرت بیرکین (آلن بیتس)، معلمی روشنفکر و اهل بحثهای فلسفی، و گودرون با جرالد کریچ (الیور رید)، صنعتگری ثروتمند و مغرور که نماد جامعه صنعتی است. فیلم به کاوش عمیق در روابط عاطفی و جنسی این چهار شخصیت میپردازد و تضادهای میان عشق رمانتیک، شهوت، دوستی و سلطه را در قالب دیالوگهای قدرتمند و صحنههای نمادین به تصویر میکشد. صحنه مشهور کشتی گرفتن برهنه بین بیرکین و کریچ به یکی از نمادینترین صحنههای تاریخ سینما تبدیل شده است. فیلم با بازی درخشان گلندا جکسون که برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن شد، تحسین منتقدان را برانگیخت و به عنوان یکی از برجستهترین اقتباسهای ادبی در سینما شناخته میشود.
خلاصه داستان: یک زوج میانسال به نامهای «ماری» و «مایکل» که پس از سالها زندگی مشترک، عشق و اشتیاق اولیهشان به سردی گراییده و هرکدام درگیر یک رابطه عاشقانه مخفیانه با فردی دیگر هستند. در آستانه جدایی و طلاق، ناگهان اتفاقی غیرمنتظره رخ میدهد: آنها به طرز مرموزی به گذشته سفر کرده و در بدن نسخه جوانتر خود در دوران آشنایی و عشق اولیه قرار میگیرند. حالا «ماری» و «مایکل» جوان، که در واقع ذهن و خاطرات نسخههای میانسال خود را دارند، باید با این موقعیت عجیب کنار بیایند. آنها فرصتی دوباره پیدا میکنند تا گذشته را مرور کنند، دلایل سردی رابطهشان را بفهمند و شاید مسیر زندگی مشترکشان را تغییر دهند. این سفر در زمان، آنها را به چالش میکشد تا دوباره عشق را در کنار یکدیگر کشف کنند و به این سؤال پاسخ دهند که آیا واقعاً برای هم ساخته شدهاند یا مسیرهای جداگانهای در انتظارشان است. این فیلم کمدی-رمانتیک محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردانی «آزاده صابری» و با بازی «نیما فلاح» و «الهام حمیدی» است.
خلاصه داستان: فیلم «عشاق» (The Lovers) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی عظیم جوزف و با بازی دبرا وینگر و تریسی لتس، داستان زوجی میانسال به نامهای ماری و مایکل را روایت میکند که پس از سالها زندگی مشترک، رابطهشان به سردی گراییده و هر دو درگیر روابط عاشقانه خارج از ازدواج شدهاند. ماری با نویسندهای به نام رابرت و مایکل با رقصندهای جوان به نام لوسی ارتباط دارند. زمانی که پسرشان جوئل قرار است برای تعطیلات به خانه بیاید، این زوج تصمیم میگیرند برای حفظ ظاهر، روابط خارجی خود را موقتاً متوقف کرده و وانمود کنند که همه چیز خوب است. اما در کمال تعجب، همین نزدیکی اجباری و بازی کردن نقش زوجی خوشبخت، بار دیگر جرقههای عشق و صمیمیت را بین آنها روشن میکند و آنها را در موقعیتی پیچیده و طنزآمیز قرار میدهد که باید بین زندگی قبلی و احساسات تازهیافته خود انتخاب کنند.