خلاصه داستان: "Hearty Paws" داستان یون-هو، یک پسر نوجوان تنهای است که با وجود مشکلات خانوادگی و دوری از محبت والدین، زندگیاش را به صورت انزواگرانه میگذراند. او در ظاهر سفت و بیتفاوت به نظر میرسد، اما درونش پر از نیاز به عشق و توجه است.
همه چیز زمانی تغییر میکند که یون-هو یک سگ کوچک و بیخانمان به نام "بادی" را پیدا میکند. این دو شروع به ساختن رابطهای عمیق میکنند — رابطهای که تنها بر پایه کلام نیست، بلکه از طریق نگاهها، حرکات و حضور همیشگی سگ رقم میخورد. بادی نه تنها دوست یون-هو میشود، بلکه مهمتر از همه، قلب او را دوباره باز میکند.
فیلم با لحنی احساسی و صمیمی، داستانی زیبا از پیوند بین انسان و حیوان، رشد شخصیت و شکستن دیوارهای انزوا است.
خلاصه داستان: "Harmony" داستان زندگی یک زن جوان به نام می-ری است که در یک زندان زنانه محبوس شده و منتظر صدور رأی نهایی درباره سرنوشت خود است. او به دلیل یک جرم شدید تحت فشار روانی شدید قرار دارد، اما هنوز امید به بازگشت به زندگی عادیاش را از دست نداده است.
در طول مدت زندان، می-ری با یکی از زندانیان مسن آشنا میشود که در گذشته خواننده معروفی بوده و حالا به دنبال ایجاد یک گروه کُر در زندان است. این کُر نه تنها به عنوان یک فعالیت تفریحی عمل میکند، بلکه به یک راه درمانی برای تمامی زندانیان تبدیل میشود — جایی که احساسات، گذشتهها و دردها از طریق موسیقی به بیان میرسند.
فیلم با لحنی احساسی و عمیق، داستانی واقعگرایانه از بازیابی انسانیت، امید و تلاش برای تغییر را روایت میکند.
خلاصه داستان: "Goodbye Summer" داستان چندین جوان را در پاییز زندگی دانشگاهیشان روایت میکند. آنها در آخرین تابستان قبل از فارغالتحصیلی، تصمیم میگیرند یک سفر خاطرهانگیز به یک شهر کوچک ساحلی داشته باشند — جایی که تمامی خاطرات دوران جوانی شکل گرفته است.
در طول سفر، شخصیتها با عشق، از دست دادن، رشد و معنای حقیقی دوستی روبرو میشوند. یکی از آنها با گذشتهای پنهانی روبهرو میشود، دیگری باید تصمیمی سخت درباره آیندهاش بگیرد و برخی هم متوجه میشوند که گاهی آخرین تابستان فرصتی است برای شروع دوباره.
این فیلم با لحنی احساسی و نوستالژیک، داستانی زیبا از گذر زمان، خاطرات بیبازگشت و جوانی است که به مرور به دست داده میشود.