خلاصه داستان: در «قفس پرنده»، آرمان، یک بارون در مایامی، با همسرش آلبرت زندگی میکند. وقتی پسر آرمان، ولی، تصمیم میگیرد با دختر یک سناتور سنتی از جناح محافظهکار ازدواج کند، آرمان و آلبرت مجبور میشوند تا برای استقبال از خانواده داماد آینده، خود را به عنوان یک زوج متعصب مذهبی و سنتی معرفی کنند. این تغییر شخصیت باعث کمدیهایی میشود که در آنها، آرمان و آلبرت تلاش میکنند تا جلوههای خود را حفظ کنند و در عین حال، عشق و صمیمیت واقعی خود را پنهان نگه دارند.