خلاصه داستان: در سفری به مصر، هانا، یک مردمسال سیساله، به شهر لوکسور میآید تا از گذشتهاش به عنوان یک باستانشناس دیدن کند. در این سفر، او با افرادی از گذشرهاش ملاقات میکند و با خاطرات و احساساتی که مدتها درون خودش نگه داشته بود، مواجه میشود. در حین گشت و گذار در آثار باستانی و خیابانهای این شهر، هانا به تأمل و بررسی زندگی خود میپردازد و سعی میکند تصمیمات گذشتهاش را درک کند و آیندهاش را بازنگری کند.