خلاصه داستان: مشکلی که در زندگی سه دوست صمیمی به نامهای مادی، دانا سو و هلن در شهر کوچک سرنوکا رخ میدهد، آنها را وادار میکند تا با چالشهای عشق، دوستی و خانواده روبرو شوند. این سه زن قوی که از کودکی با یکدیگر بزرگ شدهاند، در کنار هم یک کافه به نام «ماگنولیاهای شیرین» تأسیس کردهاند و این مکان به پناهگاهی برای آنها و دیگر ساکنان شهر تبدیل شده است. مادی که به تازگی از همسرش جدا شده، باید زندگی جدیدی را برای خود و سه فرزندش بسازد. دانا سو، سرآشپز کافه، با مشکلات مالی و تصمیمات دشوار در کسبوکارش مواجه است. هلن، وکیلی موفق، در پی یافتن عشق واقعی و ایجاد تعادل بین کار و زندگی شخصیاش است. در این میان، رازهای قدیمی آشکار میشوند، روابط جدید شکل میگیرند و این سه دوست باید با کمک یکدیگر بر موانع غلبه کنند و به دنبال شادی و آرامش در زندگی باشند.