خلاصه داستان: یک زوج جوان از طبقات اجتماعی متفاوت در لسآنجلس دهه ۱۹۷۰، یکی دانشجوی چپگرا که در تظاهرات دانشجویی شرکت میکند و دیگری منشی جوانی که به دنبال معنای زندگی است، با هم آشنا شده و به صحرای آریزونا فرار میکنند. در آنجا در نقطه زابریسکی، عشق آنها در تضاد با جامعه مصرفگرا و مادیگرای آمریکا شکل میگیرد. این فیلم که توسط میکلآنجلو آنتونیونی کارگردانی شده و مارک فرچت و داریا هالپرین در آن بازی میکنند، نگاهی انتقادی به فرهنگ آمریکایی و رویای آمریکایی دارد. صحنه پایانی انفجار خانهای مجلل در صحرا به نمادی از ویرانی نظام سرمایهداری تبدیل شده است.