خلاصه داستان: فیلیپ موریس، یک زندانی فراری که به دلیل جرمی ناچیز زندانی شده، پسری به نام رابرت را گروگان میگیرد. در طول سفر، رابرت به دلیل نبود پدر در زندگیاش، به فیلیپ وابسته میشود و فیلیپ نیز در او پسری را میبیند که هرگز نداشته است. این دو در جادههای تگزاس، در جستجوی آزادی و پدری متفاوت، با یکدیگر پیوندی عمیق میبندند.