خلاصه داستان: خلاصه داستان این فیلم که در سال 1954 به کارگردانی کنجی میزوگوچی ساخته شده، داستانی از چیکاماتسو را روایت میکند. در روستایی دورافتاده، یک دستیار نجار به نام موجی به دلیل عشق به کوکی، دختری زیبا و فقیر، دست به دزدی میزند و به جرم خود اعتراف میکند. اما وقتی کوکی به دلیل فقر خانوادگی نمیتواند با او ازدواج کند، موجی به دلیل عشقش به او به زندگی گدایی روی میآورد. در این میان، یک پزشک ثروتمند به نام هانایاما که شاهد این فداکاریهاست، تحت تأثیر قرار میگیرد و تصمیم میگیرد به آنها کمک کند. اما وقتی کوکی متوجه میشود که موجی به خاطر او گدایی میکند، از شرم و ناراحتی به دریا میرود و خودکشی میکند. موجی نیز که دیگر چیزی برای زندگی ندارد، به دنبال او به دریا میرود و در آنجا با پزشکی که سعی در نجات آنها دارد، مواجه میکند. در نهایت، پزشک با دیدن این عشق فداکارانه، به تنهایی به زندگی خود ادامه میدهد.