خلاصه داستان: دو برادر ایرلندی به نامهای لورکان و تورلا پس از مرگ ناگهانی مادرشان در مزرعه خانوادگی دورافتاده در ایرلند شمالی گرد هم میآیند. لورکان که در لندن زندگی میکند، حالا باید به مزرعه بازگردد و با برادرش تورلا که سندرم داون دارد و در مزرعه مانده، روبرو شود. رابطه آنها پرتنش است، اما با پیدا شدن فهرست آرزوهای ناتمام مادرشان، تصمیم میگیرند قبل از فروش مزرعه، این آرزوها را یکییکی برآورده کنند. در این سفر، آنها نه تنها به درک بهتری از یکدیگر میرسند، بلکه یاد میگیرند که چگونه با غم از دست دادن مادرشان کنار بیایند و دوباره به عنوان یک خانواده متحد شوند.