خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۲، عباس کیارستمی در فیلم «زندگی و دیگر هیچ» داستان سفری مستندگونه را روایت میکند که او و پسرش پس از زلزله ویرانگر کوکر به روستاهای شمالی ایران بازمیگردند تا سرنوشت بازیگران کودک فیلم قبلیشان «خانه دوست کجاست؟» را جویا شوند. در این مسیر پرپیچوخم، با مردمی روبرو میشوند که علیرغم از دست دادن خانهها و عزیزان، با امید و استقامت زندگی را ادامه میدهند و نمادی از پایداری انسانی در برابر فاجعه میسازند. بازیگران اصلی شامل فرهاد کیانی در نقش پسر کارگردان، بابک احمدی و مردم واقعی روستا هستند.