خلاصه داستان: فیلم «سال نویی که هرگز نیامد» یک درام تاریخی-تراژیکمدی رومانیایی-صربستانی به کارگردانی و نویسندگی بوگدان مورشانو در اولین تجربه کارگردانی بلند اوست که بر اساس فیلم کوتاه او در سال ۲۰۱۸، «هدیه کریسمس»، ساخته شده است. داستان در ۲۰ دسامبر ۱۹۸۹ در بخارست، رومانی، در آستانه انقلاب علیه رژیم کمونیستی نیکولای چائوشسکو رخ میدهد. فیلم زندگی شش نفر را دنبال میکند که در ظاهر بیارتباط به نظر میرسند: گلو (آدریان وانچیکا)، کارگر کارخانهای که از سوی رئیسش برای جابهجایی اثاثیه به خانهای فرستاده میشود؛ مارگارتا (امیلیا دوبرین)، زنی که خانهاش در حال تخریب است و در برابر جابهجایی مقاومت میکند؛ یونوت (یولیان پوستلنیکو)، مأمور سکرتات (پلیس مخفی) که به دنبال لورنتیو (آندری میرکوره)، دانشجویی با نقشه فرار به یوگسلاوی از طریق شنا در دانوب است؛ استفان (میهای کالین)، مدیر صحنه یک برنامه تلویزیونی سال نو که پس از فرار بازیگر اصلی، باید جایگزینی پیدا کند؛ و فلورینا (نیکولتا هانکو)، بازیگر تئاتری که از ادای احترام اجباری به چائوشسکو در برنامه سر باز میزند. این داستانهای بههمپیوسته در میان اعتراضات خیابانی، سانسور، و نظارت پلیس مخفی به هم گره میخورند و با اوجگیری تنشها، لحظهای انفجاری آنها را به سقوط رژیم متصل میکند. فیلم با طنز تلخ، استفاده از موسیقی «بولرو» اثر راول، و ترکیب تصاویر آرشیوی، به موضوعات مقاومت، ترس، و پوچی زندگی در یک رژیم سرکوبگر میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند اولیه، دیالوگهای گاه توضیحی، و توسعه محدود برخی خطوط داستانی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی بازیگران، فیلمبرداری در نسبت ۴:۳، و فضاسازی نوستالژیک تحسین شدند، اما برخی پیچشها و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند.