خلاصه داستان: در سال 2025، کلوی یک دختر نوجوان است که پدرش یک مأمور سیا است. پدرش او را در خانه محبوس میکند و به او اجازه میدهد فقط در حیاط خانه راه برود. کلوی فکر میکند که دنیای خارج خطرناک است و مادرش مرده است. اما یک روز کلوی متوجه میشود که پدرش دروغ میگوید و مادرش هنوز زنده است. او تصمیم میگیرد از خانه فرار کند و حقیقت را کشف کند.
خلاصه داستان: چوئه، دختر جوانی که در یک آپارتمان کوچک در پاریس زندگی میکند، با مشکلات روانی و احساس انزوا دست و پنجه نرم میکند. او که از کودکی با اختلالات خوردن و اضطراب اجتماعی مواجه بوده، در بزرگسالی نیز نتوانسته ارتباط سالمی با اطرافیانش برقرار کند. زندگی او زمانی دگرگون میشود که با پسر همسایهاش، یک موسیقیدان خیابانی به نام پل، آشنا میشود. این آشنایی به تدریج به رابطۀ عاطفی عمیقی تبدیل میشود و چوئه برای اولین بار احساس میکند که کسی او را درک میکند. با این حال، گذشته تاریک و رازهای خانوادگی چوئه کمکم آشکار میشوند و این رابطه را تحت تأثیر قرار میدهند. او باید با ترسها و آسیبهای دوران کودکی خود روبرو شود تا بتواند آیندهای بهتر برای خود و رابطهاش بسازد. این فیلم با بازی ایزابل کاره در نقش چوئه و گرگوار کولن در نقش پل، داستانی ظریف و تأثیرگذار از رشد شخصی و التیام زخمهای عاطفی را به تصویر میکشد.