خلاصه داستان: دو دوست صمیمی به نامهای جیمی و تامی که در یک شرکت کار میکنند، زندگی عادی خود را سپری میکردند تا اینکه یک روز جیمی متوجه میشود که شرکتشان در حال انجام یک توطئه بزرگ است. او که نمیتواند این موضوع را نادیده بگیرد، تصمیم میگیرد به همراه تامی دست به افشاگری بزنند. اما هر چه بیشتر در این مسیر پیش میروند، بیشتر در دام توطئهای پیچیده گرفتار میشوند. افرادی که به آنها اعتماد داشتند، حالا به دشمن تبدیل شدهاند و هیچکس قابل اعتماد به نظر نمیرسد. در این میان، جیمی و تامی باید برای نجات جان خود و افشای حقیقت، با زمان مسابقه دهند و از مهلکهای که خودشان در آن گرفتار شدهاند، فرار کنند.