خلاصه داستان: جعفر پناهی، راننده پیتزا در تهران، با مشاهده تبعیض طبقاتی و فقر در جامعه، به تدریج دچار بیزاری و ناامیدی میشود. او که در ابتدا سعی میکند با شکیبایی و فروتنی با شرایط زندگی کنار بیاید، در نهایت به یک اقدام خشونتآمیز دست میزند که منجر به سرقت و خودکشی او میشود. این فیلم به عنوان یک نقد اجتماعی، به بیعدالتیهای موجود در جامعه ایران و تأثیر آن بر روحیه افراد پاییندست میپردازد.