خلاصه داستان: در داستان "عزیزم مادر"، جان یک مرد میانهسال با شوخیطبع، با مشکل غیرمنتظرهای مواجه میشود: مادرش باید با او رابطه جنسی برقرار کند تا جان بتواند زنده بماند. این شرط عجیب و غریب، او را وادار میکند تا با مادرش در مورد موضوعاتی صحبت کند که هرگز تصور نمیکرد در زندگیاش با او در مورد آنها صحبت کند. در حالی که جان تلاش میکند این شرایط عجیب را بپذیرد، او با خانواده و دوستانش درگیر موقعیتی کمدی و در عین حال احساساتی میشود که باعث میشود همه چیز در زندگیاش به هم بریزد. در نهایت، جان باید تصمیم بگیرد که آیا واقعاً میخواهد این شرط عجیب را برآورده کند یا خیر.