خلاصه داستان: آریل دورفمن در سال ۱۹۹۴ با اقتباس از نمایشنامه معروف خود، فیلم «دختر مرگ و پریایی» را با کارگردانی رومن پولانسکی به تصویر کشید. این فیلم روانشناختی-درام که در کشوری نامشخص در آمریکای لاتین روایت میشود، داستان پلینا اسکات (با بازی سیگورنی ویور)، زنی را روایت میکند که سالها پیش در دوران دیکتاتوری نظامی مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته است. زندگی او زمانی دستخوش تحول میشود که همسرش گربردو اسکات (با بازی استوارت ویلسون)، وکیلی که برای تحقیق در مورد جنایات رژیم گذشته منصوب شده، دکتر روبرتو میراندا (با بازی بن کینگزلی) را که ماشینش در جاده خراب شده، به خانه میآورد. پلینا با شنیدن صدای دکتر میراندا، متقاعد میشود که او همان پزشکی است که در دوران اسارت به او تجاوز کرده و با پخش موسیقی «دختر مرگ و پریایی» اثر شوبرت، شکنجههایش را همراهی میکرده است. او دکتر را به اسارت گرفته و برای گرفتن اعتراف، دادگاهی نمایشی ترتیب میدهد. این فیلم با بازی درخشان بازیگرانش، به کاوشی عمیق در موضوعات عدالت، بخشش، انتقام و زخمهای التیامناپذیر گذشته میپردازد و مخاطب را تا آخرین لحظه در تعلیقی نفسگیر نگه میدارد.